انتشار: 1395/09/05-23:30

پرسش و پاسخ قرآنی در تفسیر نمونه

 

سوال202- تاویل چیست؟

پاسخ- در باره معنى" تاویل" سخن بسیار گفته‌اند، آنچه به حقیقت نزدیک‌تر است این است که تاویل در اصل لغت به معنى" بازگشت دادن چیزى" است، بنا بر این هر کار و یا سخنى را که به هدف نهایى برسانیم تاویل نامیده مى‌شود، مثلا اگر ... ى اقدامى کند و هدف اصلى اقدام او روشن نباشد و در پایان آن را مشخص کند این‌کار را" تاویل" مى‌گویند، همانطور که در سرگذشت موسى ع و آن مرد دانشمند مى‌خوانیم که او کارهایى در سفر خود انجام داد که هدف آن روشن نبود (مانند ش ... تن کشتى) و به همین دلیل موسى ناراحت و متوحش گردید، اما هنگامى که هدف خود را در پایان کار و به هنگام جدایى براى او تشریح کرد و گفت منظورش نجات کشتى از چنگال سلطان غاصب و ستمگرى بوده است اضافه کرد:

" ذلِکَ تَأْوِیلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً". (1)" این هدف نهایى کارى است که تو در برابر آن صبر و تحمل نداشتى".

همچنین اگر انسان خوابى مى‌بیند که نتیجه آن روشن نیست سپس با مراجعه به ... ى، یا مشاهده صحنه‌اى تفسیر آن خواب را دریابد به آن" تاویل" گفته مى‌شود، همانطور که یوسف ع پس از آنکه خواب مشهورش در خارج تحقق یافت و به اصطلاح به نهایت بازگشت، گفت: هذا تَأْوِیلُ رُءْیایَ مِنْ قَبْلُ‌ (2) " این تفسیر و نتیجه و پایان خوابى است که دیدم".

و نیز هر گاه انسان، سخن بگوید و مفاهیم خاص و اسرارى در آن نهفته باشد که هدف نهایى آن سخن را تشکیل دهد به آن تاویل مى‌گویند.

در آیه مورد بحث، منظور از تاویل همین معنى است یعنى در قرآن آیاتى است که اسرار و معانى عمیقى دارد، منتها افرادى که افکارشان منحرف است، و اغراض فاسدى دارند از پیش خود، تفسیر و معنى نادرستى براى آن ساخته و براى اغفال خود یا دیگران، روى آن تکیه مى‌کنند.

بنا بر این منظور از جمله" وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ‌" این است که آنها مى‌خواهند تاویل آیات را به شکلى غیر از آنچه هست منع ... سازند (و ابتغاء تاویله على خلاف الحق). مانند آنچه در شان نزول آیه خو ... م که جمعى از یهود، از حروف مقطعه قرآن، سوء استفاده کرده، آن را به معنى کوتاه بودن مدت آیین ... تفسیر کرده بودند و یا ... یان کلمه" رُوحٌ مِنْهُ‌" را دستاویز قرار داده و براى الوهیت عیسى به آن استدلال کرده بودند، تمام اینها از قبیل" تاویل به غیر حق" و بازگشت دادن آیه به هدفى غیر واقعى و نادرست محسوب مى‌شود.

منبع: تفسیرنمونه، جلد2، صفحه437، ذیل آیه 7 سوره آل عمران.

______________________________

پاورقی:

1- سوره کهف، آیه 83.

2- سوره یوسف، آیه 100.

 

 سوال203- راسخون در علم" چه ... انى هستند؟

پاسخ- در قرآن مجید در دو مورد، این تعبیر به کار رفته است یکى در اینجا و دیگرى در سوره نساء آیه 162 آنجا که مى‌فرماید:

" لکِنِ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ‌"،" دانشمندان و راسخان در علم از اهل کتاب، به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل گردیده است ایمان مى‌آورند".

همانطور که از معنى لغوى این کلمه استفاده مى‌شود منظور از آن، ... انى هستند که در علم و دانش، ثابت قدم و صاحب‌نظرند.

البته مفهوم این کلمه یک مفهوم وسیع است که همه دانشمندان و متفکران را در بر مى‌گیرد، ولى در میان آنها افراد ممتازى هستند که درخشندگى خاصى دارند و طبعا در درجه اول، در میان مصادیق این کلمه قرار گرفته‌اند و هنگامى که این تعبیر ذکر مى‌شود قبل از همه نظرها متوجه آنان مى‌شود.

و اگر مشاهده مى‌کنیم در روایات متعددى" راسخون فى العلم" به ... گرامى ... ص و ائمه هدى ع تفسیر شده، روى همین نظر است، زیرا بارها گفته‌ایم که آیات و کلمات قرآن مفاهیم وسیعى دارد که در میان مصادیق آن افرادنمونه و فوق العاده‌اى دیده مى‌شود که گاهى در تفسیر آنها تنها از آنان نام مى‌برند.

در اصول کافى از ... باقر یا ... صادق ع نقل شده است که فرمود:

" ... خدا بزرگ‌ترین راسخان در علم بود و تمام آنچه را خداوند بر او نازل کرده بود از تاویل و تنزیل قرآن مى‌دانست، خداوند هرگز چیزى بر او نازل نکرد که تاویل آن را به او تعلیم نکند و او و اوصیاى وى همه اینها را مى‌دانستند".

روایات فراوان دیگرى در کتاب اصول کافى‌ (1) و سایر کتب حدیث در این زمینه آمده است که نویسندگان تفسیر" نور الثقلین" و تفسیر" برهان" در ذیل این آیه آنها را جمع‌آورى نموده‌اند و همانطور که اشاره شد تفسیر" راسخون فى العلم" به ... ص و ائمه هدى ع منافاتى با وسعت مفهوم این تعبیر ندارد، لذا از ابن عباس نقل شده که مى‌گفت: من هم از راسخان در علم هستم، منتها هر ... به اندازه وسعت دانشش از اسرار و تاویل آیات قرآن، آگاه مى‌گردد، و آنان که علمشان از علم بى‌پایان پروردگار سرچشمه مى‌گیرد طبعا به همه اسرار و تاویل قرآن آشنا هستند در حالى که دیگران تنها قسمتى از این اسرار را مى‌دانند.

راسخان در علم" از معنى متشابهات آگاهند

در اینجا بحث مهمى در میان مفسران و دانشمندان دیده مى‌شود که آیا" وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ‌" آغاز جمله مستقلى است و یا عطف بر" الا اللَّه" مى‌باشد، و به عبارت دیگر آیا معنى آیه این است که:" تاویل قرآن را جز خدا و راسخون در علم نمى‌دانند" و یا معنى آن این است که" تاویل قرآن را فقط خدا مى‌داند، اما راسخون در علم مى‌گویند گرچه تاویل آیات متشابه را نمى‌دانیم، اما در برابر همه آنها تسلیم هستیم و همه از طرف پروردگار ما است".طرفداران هر یک از این دو نظر براى اثبات عقیده خود شواهدى آورده‌اند، اما آنچه با قرائن موجود در آیه و روایات مشهور هماهنگ مى‌باشد آن است که" وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ‌" عطف بر" اللَّه" است زیرا:

اولا بسیار بعید به نظر مى‌رسد که در قرآن آیاتى باشد که اسرار آن را جز خدا نداند. مگر این آیات براى تربیت و هدایت مردم نازل نشده است چگونه ممکن است حتى ... ى که قرآن بر او نازل شده از معنى و تاویل آن بى‌خبر باشد؟! این درست به آن مى‌ماند که شخصى کتابى بنویسد که مفهوم بعضى از جمله‌هاى آن را جز خودش هیچ ... نداند! ثانیا همانطور که مرحوم" طبرسى" در" مجمع البیان" مى‌گوید: هیچگاه در میان دانشمندان ... و مفسران قرآن دیده نشده است که از بحث در باره تفسیر آیه‌اى خوددارى کنند و بگویند این آیه از آیاتى است که جز خدا معنى نهایى آن را نمى‌داند، بلکه دائما براى کشف اسرار و معانى قرآن همگى تلاش و کوشش داشته‌اند.

ثالثا اگر منظور این باشد که راسخون در علم در برابر آنچه نمى‌دانند، تسلیم هستند مناسب‌تر این بود که گفته شود: راسخون در ایمان چنین هستند، زیرا راسخ در علم بودن متناسب با دانستن تاویل قرآن است نه با ندانستن و تسلیم بودن.

رابعا روایات فراوانى که در تفسیر آیه نقل شده همگى تایید مى‌کند که راسخون در علم، تاویل آیات قرآن را مى‌دانند، بنا بر این باید عطف بر کلمه" اللَّه" باشد. تنها چیزى که در اینجا باقى مى‌ماند این است که از جمله‌اى در خطبه" اشباح" از نهج البلاغه استفاده مى‌شود که راسخون در علم تاویل آیات را نمى‌دانند، و به عجز و ناتوانى خود معترف‌اند:

و اعلم ان الراسخین فى العلم هم الذین اغناهم عن اقتحام السدد المضروبة دون الغیوب الاقرار بجملة ما جهلوا تفسیره من الغیب المحجوب‌

منبع: تفسیرنمونه، جلد2، صفحه439، ذیل آیه 7 سوره آل عمران.

 


1- اصول کافى، جلد 1 صفحه 213.

 

سوال204 - چه ... ى این امور مادى را زینت داده؟

پاسخ- جمله" زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ‌" که به صورت فعل مجهول ذکر شده مى‌گوید: علاقه به زن و فرزند و اموال و ثروتها در نظر مردم زینت داده شده است، در اینجا این سؤال پیش مى‌آید که زینت دهنده چه ... ى است؟

بعضى از مفسران معتقدند که این هوسهاى ... ى است که آنها را در نظرها زینت مى‌دهد و به آیه 24 سوره نمل" وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ‌" (و ... اعمال آنها را در نظرشان جلوه داده است) و امثال آن استدلال کرده‌اند ولى این استدلال صحیح به نظر نمى‌رسد زیرا آیه مورد بحث در باره" اعمال" سخن نمى‌گوید، بلکه در باره اموال و ن و فرزندان سخن مى‌گوید.

آنچه در تفسیر آیه صحیح به نظر مى‌رسد این است که زینت دهنده خداوند است از طریق دستگاه آفرینش و نهاد و خلقت آدمى.

زیرا خدا است که عشق به فرزندان و مال و ثروت را در نهاد آدمى ایجاد کرده تا او را آزمایش کند و در مسیر تکامل و تربیت پیش ببرد همانطور که قرآن مى‌گوید:

" إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِینَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا"،" ما آنچه را در روى زمین هست زینت براى آن قرار دادیم تا آنها را بیازماییم که کدامیک عملشان بهتر است(1) یعنى از این عشق و علاقه تنها در مسیر خوشبختى و سازندگى بهره گیرند نه‌ در مسیر فساد و ویرانگرى.

جالب این که در آیه مورد بحث نخستین موضوعى که ذکر شده است همسران و ن مى‌باشند و این همان است که روانکاوان امروز مى‌گویند" غریزه جنسى از نیرومندترین غرایز انسان است تاریخ معاصر و گذشته نیز تایید مى‌کند که سرچشمه بسیارى از حوادث اجتماعى طوفانهاى ناشى از این غریزه بوده است".

ذکر این نکته نیز لازم است که آیه مورد بحث و سایر آیات مشابه آن هیچگاه علاقه معتدل نسبت به زن و فرزندان و اموال و ثروت را نکوهش نمى‌کند، زیرا پیشبرد اه معنوى بدون وسایل مادى ممکن نیست به علاوه قانون شریعت هرگز بر ضد قانون خلقت و آفرینش نمى‌تواند باشد، آنچه مورد نکوهش است عشق و علاقه افراطى و به عبارت دیگر" پرستش" این موضوعات است.

منبع: تفسیرنمونه، جلد2، صفحه457، ذیل آیه 14 سوره آل عمران.

____________________________________

پاورقی:

1- سوره کهف، آیه 7.

 

سوال205- منظور از" الْقَناطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ" و" الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ" چیست؟

پاسخ- واژه" قناطیر" جمع" قنطار" به معنى چیز محکم است و سپس به مال زیاد گفته شده است و اگر مشاهده مى‌کنیم پل را قنطره و اشخاص باهوش را قنطر مى‌گویند به خاطر استحکام در بنا یا در تفکر آنها است و مقنطره اسم مفعول از همان ماده به معنى مضاعف و مکرر آن مى‌باشد و ذکر این دو کلمه پشت سر هم براى تاکید است، شبیه تعبیرى که در فارسى امروز رایج است که مى‌گویند:" فلان ... صاحب" آلاف" و" الوف" مى‌باشد یعنى ثروت زیادى دارد.

بعضى براى" قنطار" حد معینى تعیین کرده‌اند و گفته‌اند:" قنطار" هفتاد هزار دینار طلا است، بعضى صد هزار و بعضى دوازده هزار درهم دانسته‌اند و بعضى دیگر،" قنطار" را یک کیسه پر از سکه طلا یا نقره دانسته‌اند.

در روایتى از ... باقر و ... صادق ع نقل شده که قنطار، مقدار طلایى است که پوست یک را پر کند ولى در حقیقت همه اینها مصداق یک مفهوم وسیع است و آن مال زیاد.

واژه" خیل" اسم جمع است و به معنى" اسبها" یا" اسب سواران" هر دو است البته در آیه مورد بحث منظور را از آن همان معنى اول است.

کلمه" مسومه" در اصل به معنى" نشاندار" است و نشان داشتن آن یا به خاطر برازندگى اندام و مشخص بودن چهره و یا به خاطر تعلیم و تربیت آنها و آمادگى براى سوارى در میدان جنگ است.

بنا بر این آیه مورد بحث به شش چیز از سرمایه‌هاى مهم زندگى که عبارت‌اند از: زن، فرزند، پولهاى نقد، مرکبهاى ممتاز چها ... ایانى که در دامدارى مورد استفاده هستند (انعام) و زراعتها (حرث) اشاره مى‌کند که ارکان زندگى مادى انسان را تشکیل مى‌دهند.

منبع: تفسیرنمونه، جلد2، صفحه458، ذیل آیه 14 سوره آل عمران.

 

سوال206- منظور از متاع حیات دنیا چیست؟

پاسخ- متاع به چیزى مى‌گویند که انسان از آن بهره‌مند مى‌شود و حیات دنیا به معنى" زندگى پایین و پست" است بنا بر این معنى جمله" ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا" چنین مى‌شود که اگر ... ى تنها به این امور شش‌گانه به عنوان هدف نهایى عشق ورزد و از آنها به صورت نردبانى در مسیر زندگى انسانى بهره نگیرد چنین ... ى تن به زندگى پستى داده.

در حقیقت جمله" الْحَیاةِ الدُّنْیا" (زندگى پایین) اشاره به سیر تکاملى حیات و زندگى است که زندگى این جهان نخستین مرحله آن محسوب مى‌گردد لذا در پایان آیه اشاره‌اى اجمالى به آن زندگى عالى‌تر که در انتظار بشر مى‌باشد کرده و مى‌فرماید:" وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ‌"، یعنى سرانجام نیک در نزد خداوند است.

همانگونه که اشاره شد در میان نعمتهاى مادى ن را مقدم داشته چرا که در مقایسه با دیگر نعمتها نقش مهم‌ترى در جلب افکار دنیا پرستان و اقدام آنها بر جنایات هولناک دارد!

منبع: تفسیرنمونه، جلد2، صفحه459، ذیل آیه 14 سوره آل عمران.

 

سوال207- آیا در بهشت، لذات مادى هم وجود دارد؟

پاسخ- بعضى چنین مى‌پندارند که لذایذ مادى منحصر به این جهان است، و در آن جهان اثرى از این لذایذ نیست و تمام تعبیراتى که در آیات قرآن در باره باغهاى بهشتى و انواع میوه‌ها و آبهاى جارى و همسران خوب آمده کنایه از یک سلسله مقامات و مواهب معنوى است که از باب" کلم الناس على قدر عقولهم" (با مردم به اندازه فکرشان سخن بگو) به این صورت تعبیر شده است.

ولى در برابر این پندار باید گفت: هنگامى که ما طبق صریح آیات فراوانى از قرآن کریم" معاد جسمانى" را قبول کردیم باید براى هر دو قسمت (جسم و روح) موهبتهایى به تناسب آنها، منتها در سطحى عالى‌تر وجود داشته باشد و اتفاقا در این آیه اشاره به هر دو قسمت شده، هم آنچه شایسته معاد جسمانى است و هم آنچه شایسته روح و رستاخیز ارواح مى‌باشد.

در واقع آنها که تمام نعمتهاى مادى آن جهان را کنایه از نعمت‌هاى معنوى مى‌گیرند تحت تاثیر مکتبهاى ... قاطى قرار گرفته علاوه بر این که بدون جهت ظواهر آیات قرآن را تاویل کرده معاد جسمانى و لوازم آن را به کلى فراموش نموده و منکر شده‌اند.

و شاید جمله" وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ" (خداوند به وضع بندگان خود بینا است) که در آ ... آیه آمده اشاره به همین حقیقت باشد یعنى او است که مى‌داند جسم و جان آدمى در جهان دیگر هر کدام چه خواسته‌هایى دارند و این خواسته‌ها را در هر دو جانبه به نحو احسن تامین مى‌کند.

منبع: تفسیرنمونه، جلد2، صفحه462، ذیل آیه 15-17 سوره آل عمران.