یادگاری که در این گنبد ِ دوّار بماند

یادگاری که در این گنبد ِ دوّار بماند از وب سایت مرجع آن بازنشر شده است. با توجه به جمع آوری خودکار اطلاعات از سطح وب و نمایش آن با ذکر منبع لطفا در صورت مشاهده هرگونه تخلف و یا اخبار و مطالب غیر مجاز و یا اعتراض به انتشار مطالب بر روی لینک ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید.

به جان می کوشد، منطقی باشد؛ مست.


قانع ... آدم‌های بی‌منطق خیلی راحت‌تر از به راه آوردن ِ آدم‌های با منطق هست. دسته‌ی اول کلید ِ دلشون پیدا بشه حله، بدون چون ُ چرا حرف ِ درست رو قبول می‌کنن در واقع به فرد گوینده اعتماد می‌کنن حتی اگه عمیقاً به باور نرسیده باشن. اما دسته‌ی دوم رو در 80% مواقع هیچ جوری نمی‌شه توجیه کرد. حتی اگر حقیقت موجود به نفع خودشون باشه چون با منطق‌ شاخ ُ دم دارشون همخوانی نداره ردش می‌کنن. اینجور آدم‌ها به هیچ صراطی مستقیم نیستن و حتی اگر سرشون به سنگ بخوره هم از موضع پایین نمیان! به این ح ... می‌گن "سقوط انسانی". انسانی که به خاطر منطق ِ بی‌منطق ِ خودش باعث به قهقرا رفتن ِ خودش میشه و همیشه از نفهم بودن باقی آدم‌ها در عجبه!

 

منطق ... ست، با هر ... ی می‌تونه بخوابه. هر فردی می‌تونه دیسیپلین ِ مخصوص به خودش رو داشته باشه. هنر این نیست که سریع منطق ِ زند ... ِ دیگران رو زیر سوال ببریم بلکه هنر اینه که بتونیم بدون جهت‌ ... ری استدلال‌های دیگران رو بشنویم، با دید ِ باز بررسی‌شون کنیم و اگر برامون سوال پیش اومد یا با تفکرات خودمون سازگاری نداشت درمورد ابهامات تحقیق و بررسی کنیم. چون منطق‌ها نسبی هستن یعنی منطق ِ هر ... می‌تونه نکات مثبت و منفی‎ای داشته باشه، اگر بتونیم قسمت‎های خوب هر منطقی رو به منطق ِ خودمون اضافه و ادغام کنیم هنر کردیم! اون موقع ست که می‌تونیم منطق ِ پخته‌تر و وسیع‌تری بسازیم. و این یعنی پیش زمینه‌ی پیشرفت در تمامی ِ ابعاد ِ زند ... . یک فرد وقتی منطق‌ش درست باشه نحوره‌ی برخوردش با محرک‌ها و مسائل درونی و بیرونی بهتر می‌شه.


نکته:  در تعریف افراد دُگماتیسم اومده" باورهای ثابت را به مثابه حقایق ِ همیشه همان و همه‌جا درست، می‌انگارد" یعنی حتی اگر منطق‌شون فقط باورهای پوچی باشه که نه حقیقی هستن و نه واقعی، باز با اصرار به عنوان یک امر ِ حقیقی و حتمی بیانش می‌کنن.

ما معمولاً به آدم‌های افراطی در مذهب می‌ ... م دُگم و بسته. اما این‌جور آدم‌ها در هر قشر و صنفی دیده می‌شن که جز منطق خودشون هیچ چیز دیگه‌ای رو قبول ندارن و زمین و زمان رو به اشتباه بودن محکوم می‌کنن. در حقیقت این افراد حمـّال و برده‌ی منطق ِ خودشون هستن!


پ.ن. اگر ع ... ِ مرتبط با محتوای ِ پست سراغ داشتید خوشحال می‌شم پیشنهاد بدید.
عنوان یک هایکو هست که معنی خوبی داره ولی اینجا با محتوای ِ پست یک جهت نیست.

برچسب ها : به جان می کوشد، منطقی باشد؛ مست. - منطق ,می‌کنن ,باشه ,کنیم ,هستن ,یعنی
به جان می کوشد، منطقی باشد؛ مست. منطق ,می‌کنن ,باشه ,کنیم ,هستن ,یعنی
یا دلیل المُتحیّرین

1. " ما فقط بچه بودیم، دوتا بچه که از طرف پدرهامون رها شده بودیم. پذیرفتنش اشکالی نداره. اگه اینو بپذیری هر دو در پایان داستان نجات پیدا می‌کنیم.

واسه‌ی ... یده شدنمون نمی‌تونیم ... ی رو سرزنش کنیم. در گذشته هر چی بیشتر متنفر می‌شدم و بیشتر بقیه رو سرزنش می‌ ... بیشتر خودمو بدبخت می‌ ... . می‌خواستم هر کاری ... م که زنده بمونم و اگه العان تسلیم همه چیز بشیم... بیا زند ... کنیم... بیا زند ... کنیم." [hyde jekyll me]

می‌خواست یاد ب ... ره احساس کنه، حرف بزنه و بخنده. می‌خواست سعی کنه آدم ِ بهتری باشه تا خودش رو پیدا کنه... مگه اینها از پایه‌ترین حقوق آدم بودن نیست؟ ولی.. اشکال نداره اگه یک عمر فرصت تجربه‌ ... شون رو نداشته، تونست ماهی‌ش رو زنده از آب ب ... ره و شروع کنه به زند ... ... .


2. به گمانم برنامه‌ی ماه عسل دو سال پیش بود، یک قسمت در مورد بچه‌های یتیم و سر راهی بود. یکی از پسرها بزرگ شده بود و تونسته بود به جاهای خوبی برسه. اما شناسنامه نداشت. هیچ ... حتی خودش سن دقیقش رو نمی‌دونست. فقط می‌دونستن به صورت تقریبی در یک رنج سنی قرار داره. ازش پرسید:«هیچوقت به فکر انتقام نیوفتادی؟» جواب داد :«با خوشبخت شدن از زند ... انتقام گرفتم!»

این جمله مثل میخ داخل ِ ذهنم حک شد. بچه‌هایی که کودکی‌هاشون رو از دست داده‌ن.. کی می‌دونه برای چه مدت طولانی چه حجمی از احساس ِ حقارت، حسرت، غم و حتی خشم رو با خودشون حمل کرده‌ن؟ کی می‌دونه دنیا یه زند ... به اینها بد ... اره یعنی چی؟ کی می‌تونه بفهمه ناخواسته دچار جنگ تحمیلی شدن و جنگ زده شدن یعنی چی؟ چه طور درونشون چندین و چند تا میدون ِ مین داشته‌ن که حتی بمب‌های خنثی هم درونش عمل می‌کرده؟* نه! هیچ ... نمی‌تونه بفهمه.


جمع بندی ِ 1 و 2 :

_ در بیماری اختلال چند شخصیتی، در فرد دو تا چند شخصیت مختلف می‌تونه بروز کنه که می‌تونن هیچ سنخیتی با هم نداشته باشن. مثلاً اگر شخصیت اصلی افسرده، ترسو و خودخواه باشه شخصیت دوم برای جبران اولی مهربان، پرانرژی، بخشنده و شوخ می‌شه با مهارت‌هایی کاملاً متفاوت. در واقع این دو شخصیت  از درون یک آدم منشاء می‌ ... رن. وقتی در شرایط قرار ب ... ره می‌تونه آدمی باشه که هیچ وقت نبوده، قادر باشه چیزهایی در درونش بسازه که اصلا نمی‌دونسته ممکنه! این مسئله نمایانگر قدرت ِ بی‌انتهای ِ انسان نیست؟ اینجا نباید گفت و تبارک الله احسن الخالقین؟ نباید این توانایی‌ها رو از وجودمون بیرون بکشیم؟

_ ما با هر پیشینه و در هر ضعیتی که باشیم همیشه در معرض خطر ِ بمب‌های درونی و بیرونی قرار داریم که اگر خنثی‌شون نکنیم می‌ترکن.

_ بیاین با شاد بودن، خندیدن و خوشبخت شدن؛ از زند ... انتقام ب ... ریم.


* برگرفته از ترک‌های 3 و 5 آلبوم ... ِ بی‌گزند ِ محسن چاووشی.

پ.ن. اول می‌خواستم عنوان رو بذارم sapnaa hai but ek din sach hoga [العان آرزوئه اما یک روز به واقعیت می‌پیونده] این یکهو اومد به ذهنم، ای راهنمای سرگشتگان..


برچسب ها : یا دلیل المُتحیّرین - باشه ,شخصیت ,می‌تونه ,انتقام ,کنیم
یا دلیل المُتحیّرین باشه ,شخصیت ,می‌تونه ,انتقام ,کنیم
بزن زنگ ِ آرزوها رو


برسد به دست ِ پروردگار  ِ آرزوها.

وقتی که در طول زمان به تدریج به تک‌تک ِ آرزوهام رسیدم، اگر ... ی پرسید چه طور؟ براش داستان تعریف می‌کنم. از روزهایی که بعد از یکی دو شیفت حتی سه شیفت ِ کاری هیچ‌ ... توی خونه منتظرم نبود، غذام آماده نبود، خسته و کوفته توی مترو می‌خو ... دم و پاها رو بالا می‌گرفتم که خون به مغزم برسه. از موقع‌های حساسی براش می‌گم که به جای گله و شکایت چشم‌ها رو می‌بستم و یکی‌یکی ِ آرزوها رو با تمام جزئیات تصور می‌ ... ، از اون مطب با دیوارهای کاهگلی و بوی ِ زند ... ِ داخلش که پیر و جوون رو سرزنده می‌کنه  تا کافه رستوران ِ سنتی ِ چسبیده به مطب که بیمارا می‌تونن با ارائه‌ی فیش 20% تخفیف ب ... رن. از زمان‌هایی می‌گم که با خودم می‌گفتم آدمی که از دریا نجات پیدا کرد هیچ وقت ِ هیچ وقت دوباره خودش رو غرق نمی‌کنه، چون یاد گرفته چه طور خودش رو نجات بده. باید نجات بده.


برچسب ها : بزن زنگ ِ آرزوها رو - نجات ,آرزوها
بزن زنگ ِ آرزوها رو نجات ,آرزوها
گلف روی باروت


چی میشه آدم بازی دو سر باخته رو یکدفعه ببره؟ تاحالا با همچین حسی رو به رو شدید؟
اینجا یقین حرف اول رو میزنه. در طول مسیر هرچقدر بد بیاری و ببازی اگر یقین داشته باشی برنده‌ای؛ یک صدم ثانیه مونده به پایان بازی هم که شده تو برنده‌ای. حتی اگر مجبور بشی برای ش ... ت‌های در بین راه غرامت‌های سن ... نی بپردازی. مجبور باشی گردن خم کنی و با خودت ب ... " سر تسلیم من ُ خشت ِ در ِ میکده‌ها" باز هم برنده‌ای. قرار نیست اتفاق خاصی بیوفته ولی یکدفعه در ... ری از ثانیه ورق برمی‌گرده. بعدش می‌فهمی چوب دو سر باختت از طلا بوده اون هم به نام  ِ تو! پس اگه یقین داشته باشی برنده‌ای، برنده‌ای.

پایان ِ داستان این کتاب، نه به این تفضیل اما اشاره‌هایی به این موضوع داره. خودم اگه بخوام بگم داستان رو خیلی دوست نداشتم در واقع بعد از گذشت دویست صحفه تازه می‌رفتم که باهاش ارتباط برقرار کنم، اما در نهایت خوشحال شدم از خوندنش و همین کفایت می‌کنه. اگر اهل خوندن داستان فارسی هستید و  از طرفی داستانی پر از تعلیق، خطهای موازی و سوال‌های بی‌شمار دوست دارید این رمان پیشنهاد خوبیه. البته اگر داستان فارسی پر از اصطلاحات و مکان‌های برون مرزی هم دوست دارید این کتاب باز هم می‌تونه پیشنهاد خوبی باشه. طرف میخواد یه مدت از همه چی دور باشه میره تور اکازیون با کشتی کروز. والا! [:d] در طی خوندن داستان با خودم فکر می‌ ... یعنی نویسنده همه‌ی این مکان‌ها رو رفته؟ چقدر وقت صرف کرده که بتونه که اینطور خوب درموردشون بنویسه؟




"این چه بازی‌ای است که نه حریف را می‌شود دید، نه قانونش را بهت می‌گوید، نه حتی اسم بازی را می‌دانی و مدام بهت حمله می‌کنند."

گلف روی باروت / آیدا مرادی آهنی / انتشارات نگاه

کلیک


برچسب ها : گلف روی باروت - داستان ,دوست ,برنده‌ای ,باشی ,یقین ,بازی ,دوست دارید ,داستان فارسی ,خوندن داستان ,داشته باشی ,یقین داشته
گلف روی باروت داستان ,دوست ,برنده‌ای ,باشی ,یقین ,بازی ,دوست دارید ,داستان فارسی ,خوندن داستان ,داشته باشی ,یقین داشته
مالیده

جریان ما شبیه اون داستانه که دختر پاکدامنی در معرض ... قرار می‌ ... ره، در ثانیه‌های آ ... چند لحظه مهلت می‌خواد، می‌ره دستشویی فضولات چاه رو به تمام بدنش می‌ماله و میاد بیرون. از بعد از اون همیشه تنش بوی گلاب می‌داده.
حالا شده ماجرای ما و مهر ماهی که ما رو تا جایی که جا داشته گُهمال کرده، به امید اینکه در نهایت به بوی گلاب برسیم! :))


پ.ن. اربعین بریم کربلا؟


برچسب ها : مالیده
مالیده
به تعبیری لال شدم!

بهش می‌گم: «داشتن رابطه در زمان عادت ماهیانه علاوه بر اینکه باعث عفونت شدید علل خصوص در خانوم‌ها می‌شه، درصد زیادی هم ناباروری رو افزایش می‌ده. چون در این مدت دهانه‌ی رحم بازه، اگر اسپرم حرکت کنه بره بالا و وارد جریان خون بشه سیستم ایمنی بدن به عنوان ناشناس شناساییش می‌کنه، براش آنتی‌بادی می‌سازه و به عنوان خاطره ذخیره‌ش می‌کنه، اون‌وقت در دفعه‌های بعدی وقتی اسپرم وارد شه علیه‌ش وارد عمل می‌شه.»

توی چشمام نگاه می‌کنه و می‌گه: «هنوز متاهل نشدی بفهمی وقتی آدم می‌خواد یعنی می‌خواد!»

اول هنگ می‌کنم، بعد ترجیح می‌دم خودم صحنه رو ترک کنم! در حالی که شونه بالا می‌ندازم ُ می‌خندم؛ با خودم ... می‌کنم: وقتی آدم می‌خواد یعنی می‌خواد دیگه! [:))]


پ.ن.1 دین با دین بودنش اجباری درش نیست دیگه متقاعد کردرن دیگران که جای خود داره!

پ.ن.2 فعلاً قسمت اعظم ِ وقت آزادم روی دو مسئله خلاصه می‌شه، سریال کره‌ای می‌بینم یا بافتنی می‌بافم، هر دو برای تمدد اعصاب فوق‌العاده‌ هستن. [:d]


برچسب ها : به تعبیری لال شدم! - می‌خواد ,یعنی می‌خواد ,می‌خواد یعنی
به تعبیری لال شدم! می‌خواد ,یعنی می‌خواد ,می‌خواد یعنی
dear zindagi*

کائنات و نظام هستی رو می‌شه جزء لجوج‌ترین عناصر عالم دسته‌بندی کرد! وقتی یکی می‌زنه اگر در جواب یکی بزنی دفعه‌ی بعد چهارتا می‌زنه. ایدفعه اگر خیلی مروّت به ... ج بدی و در جواب این چهارتا دو تا بزنی نامردی نمی‌کنه و شش تا می‌زنه!! 

این مسئله جبر ِ ما انسان‌هاست. هر ثانیه در مواجهه با عناصر لجام گسیخته‌ای هستیم که در عین ِ منظم بودن بی‌نظمه و در عین حساب و کتاب داشتن بی‌حساب و کتاب. در کتاب " تسلی‌بخشی‌های فلسفه / آلن دوباتن" [یادم باشه درموردش بنویسم.] به نظر لوسیوس سنکا: [فیلسوف رومی که امپراتور وقت رو از 15 سال ... پرورش می‌ده و سال‌ها بعد از طرف همون فرد یک روز دستور می‌رسه که سنکا بی‌درنگ باید خودکشی کنه و ایشان با روحیه‌ای آرام و لبی خندان در مقابل چشم خانواده خودکشی می‌کنه!] "اوج حمکت آن است که یاد ب ... ریم سرسختی و لجاجت جهان را با واکنش‌هایی مثل فوران خشم، احساس بدبختی، اضطراب، ترشرویی، خود برحق‌بینی و بدگمانی، بدتر نسازیم."

در راستای این حرف، ما انسان‌های مجبور مختاری هستیم. یعنی درحالیکه مجبوریم [مورد جبر قرار گرفته] اختیار داریم. یه ایدئولوژی در این مورد هست که می‌گه اگر جبرمون از به این دنیا اومدن با سر و شکل خاص و قرار گرفتن در زند ... ِ ناخواسته و شرایط متفاوت رو بپذیریم اون موقع تازه مختار می‌شیم که حالا چه طور ازشون استفاده کنیم. یعنی اگر می‌خوای مختار باشی اول باید تابع باشی. تابع ِ چیزی که هستی و بهت داده شده. بعد از رد ... این مرحله که خیلی هم ساده نیست[!] بهت می‌گن حالا بیا این اختیار مال تو هر کار می‌خوای ... ! [:d]

*

love you zindagi
love you zindagi
love you zindagi
love me zindagi

مواجهه با زند ... همچین قاعده‌ای داره، اول باید سه باز ب ... زند ... دوستت دارم، بعد ب ... حالا تو هم دوستم داشته باش! اول هندونه بذاری زیر بغلش بعد خواسته‌ت رو مطرح کنی که نتونه رد کنه!




... جدید عشق‌جان [:d]، یک ماه دیگه اکران می‌شه.


برچسب ها : dear zindagi* - حالا ,کتاب ,می‌زنه
dear zindagi* حالا ,کتاب ,می‌زنه
خدا را یک نفس بنشین؛ گره بُگشا ز پیشانی

... fashion ، نقش اصلی داستان دختری هست که می خواد ... مدل بشه تلاش می کنه و به هدفش می رسه، بعد از قله ی موفقیت با کلّه می خوره زمین، حالا یه شیرزن می خواد از بین این زخم ها یا علی بگه و بلند شه، وقتی می خواد از نو شروع کنه اما نمی تونه؛ دوستش دستش رو می ... ره و می گه: «اگر می خوای توی این راه بمونی باید قوی باشی.» آدم های ضعیف که یه جا وسط راه می ایستن یا برمی گردن محکوم هستن به فراموشی. در ... ری از ثانیه محو می شن انگار که هیچوقت در این راه نبودن. این بهاییه که برای ضعفشون باید بپردازن.


فصل اول ِ انیمه ی psycho p ... [با تشکر از معرفیش] یه جا می خونه "بهای سرنوشت رو بپرداز و بذار با هم باشیم" از اون موقع دارم فکر می کنم که بهای سرنوشت چی می تونه باشه؟ ما افرادی هستیم که دنیا فکر می کنه باید باشیم، اما خب بعضی وقت ها هم نیستم! یکی نیست بگه به درک که نیستیم!! [دیالوگ ... mother's day با کمی دخل و تصرف] نمی خواستم این پست رو پابلیش کنم، این پاراگراف تسلیمم کرد. :d



یه سلامی هم ... به اونی که از خشت خشت زند ... ، آبرو و زحمتی که 56 سال کشیده بود دست کشید، خودش رو دار زد و نشون داد هنوز تفکرات هیچکاک گونه زنده ست! جون ِ خودته، زند ... و آبروی ِ خودته، خانواده ی خودته درست، ولی یکی نیست بگه مرد حس ... به ... اب ... زند ... اطرافیانت فکر نکردی هیچ، لااقل به ... ی که قرار بود پیدات کنه فکر می کردی... زند ... دوتا جوون 23-22 ساله ای که اون روز صبح پدرشون رو در اون وضعیت پیدا ... تا آ ... عمر شکل ِ دیگه ای گرفت.. عج ... اً این حرکت می تونه برای من ِ نوعی که یک لحظه فکر خودکشی به سرم می زنه الهام بخش باشه چنانکه با دار زدن خودم در حیاط خونه در یه شهرستان کوچیک بتونم به عنوان عامل یک حماسه ی تاریک تا سالها در ذهن مردم بمونم. [مرتبط با پاراگراف پایینی]


یکی از ایدئولوژی های مادر خانومی در زند ... اینه " آدم باید برای وقت هایی که به پوچی می رسه منبع قوت قلبی داشته باشه"
همیشه خوب و سالم بودن در زند ... از هر نظر؛ روانی، خانواد ... ، اجتماعی،شغلی و ... کافی نیست. در جایی و موقعیتی بلا ... ه همه ی چیزهایی که قبلاً عامل محرک و انرژی برای فرد بودن بی اثر می شن، اون وقت احساس پوچی به سراغش میاد. اینجاست که پای خدا، معنویت، دین و مذهب و از این اقلام جنس ها وسط میاد! و به نسبت شخصیتش می تونه دستاویزی پیدا کنه و بهش بیآویزه!


پ.ن. عنوان ربط ِ چندانی به محتوای پست نداره اما شاعر در این راستا خوب حرفی می زنه:
این باد ِ رها شده به همه جا می وزه، قلب من هم مثل این باد رها شده، شکوفا شده، رها شده م..
و در جواب می شنوه:
بیا خودمون رو رها کنیم و چیزی که باد میگه رو قبول کنیم. همین.

برچسب ها : خدا را یک نفس بنشین؛ گره بُگشا ز پیشانی - تونه ,خواد ,بهای سرنوشت
خدا را یک نفس بنشین؛ گره بُگشا ز پیشانی تونه ,خواد ,بهای سرنوشت
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
وبلاگ یاب اطلاعات، خبرها و مقالات را بصورت کاملا اتوماتیک از منابع فارسی دریافت و طبق قوانین و مقررات با ذکر منبع بازنشر میکند. با توجه به ذکر منبع اطلاعات وبلاگ یاب هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای مطالب ندارد و در صورت مشاهده محتوای نا مناسب میتوان بر روی گزینه “درخواست حذف ” در صفحه مورد نظر کلیک نمود.
All rights reserved. © weblogyab 2016-2017 Run in 0.87 seconds
RSS